تئوری انتخاب چیست و چگونه به ما کمک می کند؟

Drag to rearrange sections
Rich Text Content

تئوری انتخاب چیست؟

به طور کلی تئوری انتخاب (Choice Theory)  توسط دکتر ویلیام گلاسر یکی از مطرح ترین روانشناسان قرن بیستم ارائه شده است. به طوری که وی را با نام این کتاب یعنی نظریه انتخاب می شناسند. می توان گفت هدف اصلی تئوری انتخاب این است که بدانیم تمام مسائلی که در زندگی تجربه می کنیم و به نحوی با آن سروکار داریم، نتیجه انتخاب های خود ما می باشد. در حقیقت هر عملی عکس العملی دارد و یا به بیانی دیگر انتخاب های ما موجب رویدادهایی خواهند بود که در زندگی ما رقم خورده است.

در این نظریه آنچه مشهود است، توجه به انتخاب هایی است که منشاء آن به خود فرد برمی گردد. هرچند که شاید انسان نقش بسزایی در اتفاقات زندگی خود نداشته باشد، اما صد درصد مسئولیت تجارب حاصل از این اتفاقات به عهده او خواهد بود و ناگزیر با آن روبرو خواهد شد.

مرکز درونی هر انسانی مملو از نیازهای مختلف و احساسات پایدار و زودگذر است که با تقویت این ناحیه می تواند به بهترین شکل ممکن در برابر چالش ها و رویدادهای مختلف عکس العمل منطقی داشته باشد و مسائل خود را حل کند. جایگاه علم روانشناسی در این مقوله با توجه به تعریف کنترل بیرونی براساس الگویی ذهنی مشخص تر بوده و می توان براساس آن درکی درست از نظریه انتخاب در طول  زندگی انسان دست یافت. دکتر ویلیام گلاسر نیز طبق این الگو، مدلی را طراحی کرد که آن را «نظریه انتخاب» نامید. اساس این مدل مرتبط به کلیه انتخاب ها و رفتارهای هر فردی است که توسط تحلیل های و نیازهای درونی او تمامی هیجانات و انگیزه های فرد آشکار می شود. با تست نیازهای گلاسر می توانید این نیازها را در خودتان شناسایی کنید؛ در ادامه مطلب در مورد این نیازها بحث خواهد شد. براساس تئوری انتخاب گلاسر، احساسات و رفتارهای بنیادین هر فرد نوعی عملکرد بر پایه تحلیل رفتاری او است که اهمیت توجه به نیازهای مختلف و جهت دادن یا برآورده نمودن آن را ملزم می داند. مبانی که در تئوری انتخاب بیان می شود این است که راهکار بسیاری از مشکلات انسان ها در اصلاح انتخاب ها و رفتارهای آنها نهفته است، نه در درمان هایی دارویی و شیمیایی که نه تنها جوابگو نخواهد بود؛ بلکه دوره درمان و حل مسائل را نیز به تأخیر خواهد رساند.

 

اصول ده گانه تئوری انتخاب

تئوری انتخاب را می توان چارچوبی کلی از تمامی عمل ها و احساسات درونی و بیرونی افراد تصور کرد که مسلماً دارای اساس و اصولی منطقی و حساب شده می باشند. این اصول منطقی جهت دهی درستی برنحوی عملکرد فرد و شرایط حاکم خواهد داشت. اصول ده گانه اساسی در نظریه انتخاب به شرح زیر می باشند، که عبارتند از:

 
 

۱) تنها کسی که ما می توانیم رفتارهایش را کنترل کنیم، خودمان هستیم.

۲) تنها چیزی که بین ما و دیگران رد و بدل می شود، اطلاعات است. اینکه با این اطلاعات چه کنیم و یا نسبت به آن چه برخوردی داشته باشیم، به خودمان بستگی دارد.

۳) ریشه تمام مشکلات روانشناختی در مشکلات رابطه است. یعنی مشکلات روانشناختی بلند مدت، از جنس «مشکلات در رابطه» هستند. دکتر ویلیام گلاسر اعتقاد دارند که انسان موجودی فیزیولوژیک است و نیازمند روابط سالم و مستحکم با اطرافیان است. چنانچه این نیاز نادیده انگاشته شود، منجر به مشکلات متعدد در زندگی وی می شود.

۴) مشکل رابطه ای، همواره بخشی از زندگی کنونی هر فردی است . در بیانی ساده تر می توان گفت، ما می توانیم از خیلی چیزها آزاد شویم؛ اما هرگز نمی توانیم بدون حداقل یک رابطه شخصی رضایت بخش ، شادمانه زندگی کنیم.

۵) رویدادهای دردناک گذشته، درآنچه امروز هستیم، نقش مهمی دارند. اتفاقات و حوادث دردآور اگر چه به مرور زمان کمرنگ می شوند، اما در برخی افراد احساسی همچنان قدرتمندانه تسلط دارد.

۶) هر فرد نیازمند پنج محرک اصلی ژنتیکی است که این پنج مورد شامل، نیاز به زنده ماندن، نیاز به عشق و تعلق خاطر، نیاز به قدرت، نیاز به آزادی و نیاز به تفریح است. این پنح محرک باید در طول زندگی هر فردی مورد توجه قرار بگیرد.

 
 

۷) زندگی انسان ها شامل دو دنیای کمی و کیفی است. دنیای کیفی بخشی از دنیای ما است که از مهمترین چیزهای که می دانیم و می شناسیم تشکیل شده است. به عنوان مثال، ما برای تامین نیازها باید یک یا چند تصویر یا اتفاق خوش آیند را وارد دنیای کیفی خود کنیم و آن را بهبود بخشیم.

۸) افراد به طور مدام از ابتدای تولد تا مرگ مشغول«رفتار کردن»هستند. این رفتارکردن در شکل کلی از چهار بخش جدایی ناپذیر نظیر عمل، فکر، احساس و فیزیولوژیک تشکیل شده است واساس عملکرد هر فرد می باشد.

۹) رفتارها همیشه باید در قالب فعل یا مصدر بیان شود. در بیانی ساده، به جای گفتن جمله، من افسرده شده ام یا دچار افسردگی هستم. بگوییم من انتخاب کرده ام افسرده باشم. من افسردگی می کنم. یا خودم را افسرده کرده ام. به این ترتیب قبول و پذیرش این رفتار برای فرد قابل تآمل خواهد بود و از طرفی نیز خود را مختار بر انتخاب خواهد دانست.

۱۰) بر اساس تئوری انتخاب، رفتار همیشه انتخابی است.و فرد انتخاب کننده رفتار می باشد. البته ما روی دو بخش فکر و عمل، قدرت انتخاب داریم. بنابراین کلیه اعمال فیزیولوژیکی و احساسی به عنوان تابعی از این انتخاب ها، تحت تاثیر قرارمی گیرند.

پنج نیاز اساسی

پنج نیاز اساسی انسان بر اساس تئوری انتخاب شامل این موارد است:

  • نیاز به بقا
  • نیاز به عشق و احساس تعلق و معنویت
  • نیاز به قدرت (موفقیت، ارزشمندی شخصی، شهرت)
  • نیاز به آزادی و خودمختاری
  • نیاز به تفریح

تئوری انتخاب چگونه به ما کمک می کند؟

 هنگامی که نیازهای خود را بشناسیم، می‌توانیم تشخیص دهیم وقتی احساس ناخشنودی و ناراحتی داریم کدام‌یک از نیازهایمان ارضا نشده و وقتی احساس خشنودی می‌کنیم کدام‌یک از نیازها ارضا شده است. افراد برای خودشناسی و شناخت اولویت‌های خود از این آزمون استفاده می‌کنند. تست نیازهای گلاسر به شما کمک می کند، نیازهای خود را شناسایی کنید و انتخاب های صحیح تری خواهید داشت. می توانید این تست را به صورت رایگان در جعبه ابزار ذهنی انجام دهید.

همچنین برای خود شناسی و شخصیت شناسی بیشتر و می توانید از پرسشنامه طرحواره یانگ در جعبه ابزار ذهنی استفاده کنید.

این آزمون برای چه افرادی مناسب است؟

  • افرادی که قصد خودشناسی و شناخت اولویت‌های خود را دارند.
  • افرادی که قصد ازدواج و انتخاب همسر و یا ورود به یک رابطه عاطفی عمیق و جدی دارند.
  • افرادی که قصد برنامه ریزی تحصیلی، کاری و دیگر امور زندگی خود را دارند.
  • این آزمون، برای تمام افراد نوجوان و بزرگسال جامعه (رده‌ی سنی ۱۳ سال و بالاتر از آن)، به‌صورت فردی و گروهی، قابل اجرا است.
rich_text    
Drag to rearrange sections
Rich Text Content
rich_text    

Page Comments